با عنوان :  مطالعه عوامل پوسیدگی سیب زمینی درانبارهای دامغان

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامي

واحددامغان

دانشکده کشاورزی

پایان نامه جهت اخذدرجه کارشناسی ارشد

رشته بیماری شناسی گیاهی

عنوان

مطالعه عوامل

پوسیدگی سیب زمینی درانبارهای دامغان

استادراهنما:

دکترعبدالرضا فروتن

اساتیدمشاور:

دکتر سیاوش رعیت پناه

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده

پوسیدگی نرم ناشی از گونه­های اروینیا از بیماری­های مهم سیب زمینی در مناطق تحت کشت این گیاه می­باشد. در این مطالعه از مزارع و انبارهای مناطق تحت کشت سیب زمینی در دیباج، کلاته، تویه، دروار، فولاد محله وآستانه شهرستان دامغان بازدید و نمونه برداری بعمل آمد. از کشت نمونه­های جمع­آوری شده در محیط کشت آگار غذائی، 45 جدایه باکتری­ پکتولیتیک بدست آمد. اصول کخ در مورد همه جدایه­ها انجام و همه آن­ها قادر به ایجاد بیماری بودند. همه جدایه­ها روی محیط کشت EMB دارای کلنی­های کوچک گرد، صاف، نسبتا برجسته با حاشیه منظم تا نامنظم و به رنگ زرد طلایی تا قرمز با درخشندگی سبز متالیک بودند. این باکتری­ها گرم منفی، میله­ای شکل، متحرک، حاوی تاژک­های محیطی و قادر به رشد در شرایط غیرهوازی بودند. و همچنین جدیه­های بدست آمده توانستند در ورقه­های سیب زمینی ایجاد لهیدگی کنند. همه جدیه­ها اکسیداز منفی و کاتالاز مثبت بوده و توانستند گلوکز را تخمیر و نیترات را احیاء نمایند. براساس خصوصیات بدست آمده در آزمون­های فیزیکو شیمیائی و مقایسه با مشخصات گزارش شده در منابع معتبر، جدا شده­ها در یک گونهErwinia carotovora و زیر گونه­های E. carotovora subsp. carotovora و E. carotovora subsp. atroseptica شناسائی شدند.

مقدمه

سیب زمینی (.Solanum tuberosum L) يكي از محصولات مهم کشور بوده و سطح زير كشت آن دراستان سمنان بالغ بر 5000 هكتار می باشد. شهرستان دامغان با اختصاص بیش از2000 به کشت سیب زمینی، از مناطق بسيار مساعد این زراعت به شمار مي­رود.

بسياري از كشاورزان دامغان غده­هاي خوراکی و بذري سيب زميني مورد نياز كشت را طي فصول غیر زراعی در انبارهاي سنتي نگهدا ري مي­كنند. هر ساله ميزان قابل توجهي از اين غده­ها دچار پوسيدگي شده و از بين مي­رود.

محدوديت­ها، موانع و هزينه­هاي بالاي تهيه و نگهداري غده­هاي بذري و همچنين پوسيد­گي غده­هاي بذري در انبار و يا قبل از رويش بوته­ها د ر مزرعه، مانند مشكلات عمده توليدكنند­گان سيب زميني در اين منطقه محسوب مي­گردد. مانند پوسيد­گي­های سيب زميني، پوسيد­گي نرم ناشی از گونه­های اروینیا می­باشد.

در این مطالعه گونه­های اروینیا عامل پوسيدگي نرم غده سيب زميني در انبارهاي منطقه دامغان شناسايي و اهميت نسبي آن­ها مورد ارزیابی قرار گرفت.

 – 1 – سابقه بیماری در دنیا

باکتری­های عامل پوسیدگی نرم معمولا در گونه Ewrvinia carotovora (L.R.Jones) Holland قرار دارند (4). جونز[1] در سال 1901 اولین بار از آمریکا بیماری پوسیدگی نرم باکتریائی را روی هویج گزارش و عامل بیماری را Bacillus caorotovora نامید. یک سال بعد و تقریبا بطور همزمان ون­هال[2] از هلند و اپل[3] از آلمان مستقلا بیماری ساق سیاه را از روی سیب زمینی[4] گزارش کردند. ون­هال عامل بیماری را Bacillus atroseptica و اپل آنرا Bacillus phytophthorus نامیدند.

در سال 1907 هریسون[5] باکتری B. solanisaprus و در سال 1911 مورفی و هریسون[6] باکتری B. melangenes را که ایجاد بیماری مشابه ساق سیاه روی سیب زمینی می­کردند، به عنوان عامل این بیماری معرفی کردند (28 و 27). همچنین اولین بار در سال 1953 گونه E. chrysanthemi به عنوان بلایت باکتریائی داوودی از آمریکا و متعاقبا در سال 1975 از ژاپن گزارش گردید (38).

پوسیدگی نرم از شایع ترین و مخربترین بیماری­های باکتریائی سبزیجات در شرایط انبار و حمل و نقل می باشد. به سبب پراکنش جهانی بیماری، پژوهش پیرامون این بیماری در کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان، فرانسه، شوروی سابق، دانمارک، یوگسلاوی و هند بطور جدی پیگیری شده می باشد (1).

در سال 1945 والدی[7] پیشنهاد نمود که جنس Erwinia محدود به سه گونه E. Salicis، amylovora E. و E. tracheiphila (عوامل بیماری­های نکروز و پژمردگی) و به عنوان عوامل پوسیدگی نرم پذیرفته شوند و گونه­های E. carotovora و E. chrysanthemi در جنس دیگری به نام Pectobacterium قرار داده شوند.

اگر چه از این پیشنهاد در آغاز استقبال گردید(Graham, 1958; Barnel et al,. 1973, 1974) ، اما مورد قبول و پذیرش عموم قرار نگرفت. زیرا گونه­های حد وسط این دو گروه علی­رغم دارا بودن مشخصات فنوتیپی مشابه اروینیا، فاقد قدرت پوسیدگی نرم بودند (29).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

2 – 1 – سابقه بیماری در ایران

باکتری Erwinia اولین بار در ایران توسط حجارود (5) و امانی (2)از پیازهای پوسیده سیکلامن جدا گردیده و امانی با آزمایشات تکمیلی، باکتری را E. carotovora معرفی نمود.

بهار و دانش در سال 1365 زیر گونه (Ecc) Erwinia carotovora subsp. carotovor را به عنوان عامل ساق سیاه و پوسیدگی نرم سیب زمینی در اصفهان گزارش کردند (3). زیر گونه Eccتوسط عرب و رحیمیان در سال 1368 از روی دیفن باخیا گزارش گردید و ظهور استرین­های متعددی از اروینیا مثل E. carotovora subsp atroseptica (Eca) وE. carotovora subsp carotovora (Ecc) را از مناطق مهم سیب زمینی کاری استان فارس جداسازی و بیماریزائی آن­ها را روی سیب زمینی به اثبات رساندند (1).

فریدونی (11) استرین­های عامل این بیماری را در استان­های خراسان، آذربایجان شرقی، اصفهان، همدان، تهران و مازندران مطالعه نمود.

احمد وند (1) نواحی گوناگون سیب زمینی کاری همدان را از نظر ویژگی­های فنوتیپی و میزبانی مطالعه نمود. او زیر گونه های Ecc و Eca را روی گیاه سیب زمینی گزارش نموده و در مواردی به استرین­های بینابینی گونه E. carotovora و E. chrysanthemi تصریح نمود. تو همچنین گونه Ech را از همدان گزارش نمود (1 و11).

3 – 1 علائم بیماری

اروینیای عامل پوسیدگی نرم باعث نرم شدن و پوسیدگی بافت پارانشیمنی گیاه میزبان می­گردد. علائم بارز بیماری روی غده سیب زمینی بصورت پوسیدگی نرم غده[8] و در ساقه بصورت ساق سیاه می­باشد.

1 – 3 – 1 – علائم پوسیدگی نرم غده

غده­های بذری قبل از کاشت و غده­های تولیدی قبل یا بعد از برداشت مکن می باشد در انبار به بیماری پوسیدگی نرم مبتلا شوند. آلودگی­ها اکثرا از طریق عدسک­ها، زخم­ها و انتهای استولون گیاه مادری بیمار صورت می­گیرد. زخم­هایی که روی عدسک­ها به وجود می­آیند، به صورت کمی فرو رفته برنزه تا قهوه­ای هستند و نواحی آبسوخته مدوری به قطر تقریبی 6% – 3% سانتی­متر دورآن­ها نظاره می­گرد­د. در شرایط خشک زخم­ها ممکن می باشد فرورفته، سخت و خشک باشند. در بعضی اوقات بیماری متوقف شده و قسمت­های بیمار خشک و نواحی فرورفته­ای با توده­ای از مواد مرده و سخت و سیاه پر می­شوند. لکه­ها نا منظم، فرو رفته و به رنگ قهوه­ای تیره هستند (46 و 68). پوسیدگی از روی سطح غده شروع شده و به طرف داخل ادامه می­یابد. بافت­های پوسیده نرم، مرطوب و برنزه تا کرم رنگ هستند. به نحوی که کاملا از بافت سالم قابل تشخیص بوده و با شستشو بسهولت از بافت سالم جدا می شوند. معمولا حاشیه زخم­ها به رنگ قهوه­ای تا سیاه دیده می­­گردد (13 و 38).

در مراحل اولیه بافت­های پوسیده بی بو بوده، اما در اثر فعالیت میکرو ارگانیزم­های ثانویه، بوی فساد بافت پوسیده به مشام می­رسد. بافت­های آلوده حالت لزج و چسبنده­ای پیدا می­کنند (16، 32 و 46) و به سبب اضمحلال کامل این بافت­ها، فقط پوست غده در خاک باقی می­ماند (16).

2 – 3 – 1 – علائم بیماری ساق سیاه

علائم بیماری در هر مرحله از رشد گیاه قابل نظاره می باشد. در روی ساقه سیب زمینی­های آلوده پوسیدگی سیاه رنگی به وجود می­آید که معمولا از قطعات بذری پوسیده شروع می­گردد و ممکن می باشد در چند میلی­متری بالای ساقه یا تمام طول ساقه گسترش یابد. اغلب در نواحی بالای لکه­های سیاه، مغز ساقه پوسیده شده و بافت­های آوندی بی رنگ می­گردند (46).

گیاهان آلوده در آغاز به سبب رشد غیر عادی، دارای بوته­ها­ئی باریک و به حالت کوتاه می­باشند. شاخ و برگ گیاه کلروزه شده و حاشیه برگچه­ها به طرف بالا کشیده می­شوند. ممکن می باشد برگچه­ها و تمام گیاه پژمرده شده و کم کم رو به زوال گذارده و بمیرند. وقتی گیاهچه­های جوان مورد حمله قرار گیرند، قبل از خروج از خاک از بین می طریقه.

آسیب پذیری ناشی از خسارات باد یا تگرگ و یا افتادن دمبرگ، ورود پاتوژن به داخل گیاه را آسان کرده و باعث آلودگی ساقه­، دمبرگ­ و برگ­ می­گردد. در آب و هوای مرطوب پوسیدگی نرم ساقه لعابدار بوده و ممکن می باشد گسترش یابد، و لی تحت شرایط خشک بافت­های آلوده چروکیده و خشک شده و غالبا توسعه آلودگی به قسمت­های زیر زمینی ساقه محدود می­گردد.

غده­های حاصل از گیاه آلوده به ساق سیاه نیز از طریق آوندهای موجود در استولون منتهی به آن­ها آلوده شده و می­پوسند. در چنین غده­هائی پوسیدگی نرم اکثرا در قسمت­های مرکزی و داخلی غده نظاره می­گردد (32، 46 و 66).

پوسیدگی سیاهرنگ غده در انتهای اتصال به ساقه از مهمترین مشخصه بیماری می باشد (4). ساق سیاه اغلب بعد از اینکه گیاهان خوب رشد کرده و حتی در مراحل گل نیز رخ می­دهد (75).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

محققین آغاز تصور می­کردند که علائم بیماری ساق سیاه فقط توسطEca ایجاد می­گردد و به همین دلیل فرق دو زیر گونه Eca و Ecc را در نوع علائم می­دانستند (16، 19 و 90). اما بعدها تانی و آکائی[1] و استانقلین و منلی[2] (82) تأثیر E. carotovora را بعنوان عامل اصلی ساق سیاه، به ترتیب در آریزونا و ژاپن گزارش نمودند (46). هاریسون و مولینا بارها زیر گونه Ecc را در کلرادو از روی ساقه­های آلوده با علائم ساق سیاه جدا سازی نمودند. پس صرفا وجود علائم ساق سیاه، معیار خوب و کافی برای تفکیک Ecc از Eca نیست (83).

در ژاپن اوگاساوارس و تامیناژ[3] گونه E. chrysanthemi و آکائی و تانی[4] گونه Ecc را به عنوان عامل بروز ساق سیاه در سیب زمینی گزارش نمودند (85). آن­ها همچنین وقوع بیماری ساق سیاه روی سیب زمینی را در شرایط گلخانه­ای بوسیله ایزوله­هائی که از چغندر قند جدا کرده بودند (E. c. subsp. betavasculorum)، گزارش نمودند.

مطالعه­های انجام گرفته نشان می­دهد که بیماری ساق سیاه می­تواند در اثرEca ، Ecc یا Ech به وجودآید، اما در بیشتر مواقع واژه و توصیف ساق سیاه برای گیاهان آلوده شده با Eca و پوسیدگی نرم برای گیاهان آلوده شده با Ecc یا Ech به کار می­رود.

هریسون و مولینا[5] (64 و 26) با انجام آزمایشات گلخانه­ای و مزرعه­ای ثابت کردند که Ecc و Eca هر دو باعث بروز علائم ساق سیاه در سیب زمینی می­شوند. اما در دماهای پائین خاک (18 – 7 درجه سانتی­گراد) فقط Eca، در دما­های بالا (35 – 24 درجه سانتی­گراد) Ecc و در حرارت­های متوسط خاک (5/26 – 5/15 درجه سانتی­گراد) Ecc و Eca در بروز این بیماری تأثیر دارند. به اعتقاد بسیاری از محققینEcc و Eca می­توانند در صورتیکه شرایط محیطی مناسب و دمای خاک مطلوب باشد، به صورت کمپلکس باعث بروز بیماری ساق سیاه و پوسیدگی نرم سیب زمینی شوند (73) .

تعداد صفحه :125

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        [email protected]